قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
376
درة التاج ( فارسى )
نسبت محمول يا تالى « 1 » با موضوع ، يا مقدّم - بايجاب در نفس امر از لزوم صدق « ( و آن را مادّهء ايجاب خوانند يا كذب ) » و آن را مادهء امتناع خوانند . - يا عدم لزوم هيج يكى از صدق و كذب [ ( و ) ] آن را مادهء امكان خوانند ، خواه موجبه باشذ ، و خواه سالبه . - و جون اين معلوم شذ بدانك حمليّه « 2 » : يا درو اعتبار كنند كى نسبت ممتنع است ، يا ممكن عامّ ، يا اعتبار نكنند . - و اول را موجّهه خوانند . و دوم را مطلقه و غير موجّهه . و ممكنهء عامّه آنست كى درو حكم كرده باشند بسلب ضرورت بحسب ذات ، از طرف مخالف حكم . و او ممكنهء خاصه باشد . اگر درو اعتبار نيز كرده باشند سلب ضرورت بحسب ذات از طرف موافق حكم و مطلقهء عامه باشذ اگر درو اعتبار نسبت بالفعل كنند ، و مطلقهء عامه ضروريّهء مطلقه باشد اگر حكم كرده باشند درو باستحالت خلوّ موضوع از محمول ، يا اتصاف موضوع بمحمول - دايما - بىشرط جيزى ، و ضروريّه ذاتيّه باشذ اگر حكم به شرط وجود موضوع حقيقى باشذ ، و مشروطهء « 3 » عامّه باشد اگر حكم به شرط اتصاف موضوع باشد به وصف عنوانى ، و مشروطه باشذ اگر به شرط اتصاف بوصفى ديگر باشد - غير وصف عنوانى ، و وقتيّهء مطلقه باشذ اگر به شرط وقتى معين باشذ ، و منتشرهء « 4 » مطلقه باشذ - اگر حكم به شرط وقت ما باشذ : خواه معين باشذ ، و خواه نه : و دائمهء مطلقه باشذ اگر درو حكم كرده باشند بدوام - بىشرط جيزى ، و دائمه - اگر حكم به شرط وجود موضوع حقيقى باشذ ، و عرفيهء عامّه اگر به شرط
--> ( 1 ) - تالي كه م ( 2 ) - حمليه را - ط . ( 3 ) - مشروط - م - ط ( 4 ) - منفس - اصل .